یه روزی واسه یه کاری آمدم که دیگه نه اون روز و نه اون کار موضوعیت نداره!
آمده بودم از عشق بگم و صداقت و وصال! و آنچه دیدم خیانت بود و جدایی!
اینجا و برای همون کسی که ساختم میذارم و میرم! اما از خدا نمیخوام کاری که با من کرد کسی دیگه با خودش بکنه!
هر جا هستی و با هر که هستی خوش باش…
تمام…
…
روزای خیلی طلایی یادته
روز ترس از جدایی یادته
روز تمرین اشاره یادته
شب چیدن ستاره یادته
شعرای کتاب درسی یادته
یادته گفتی می ترسی یادته
عکسمون تو قاب عکسو یادت
بله بدون مکثو یادته
دستمون تو دست هم بود یادته
غصه هامون کم کم بود یادته
چشم نازت مال من بود یادته
دیدن من قدغن بود یادته
روزگار قهر و آشتی یادته
هیچ کس و جز من نداشتی یادته
رویاهای آسمونی یادته
قول دادی پیشم بمونی یادته
روزای بی غم و غصه یادته
ببینم اول قصه یادته
عصر ابراز علاقه یادته
خبر خوش کلاغه یادته
دست گرمت تو زمستون یادته
شونه ی من زیر بارون یادته
واسه خنده اجازه یادته
اونا که می گفتی رازه یادته
یادته فالای حافظ تو حیاط و
یادته قسم جون شاخه نبات
گل سرخا رو نچیدیم یادته
یه روزی همو ندیدیم یادته
شرطامون سر صداقت یادته
تو، مجازات خیانت یادته
پنهونی سر قرارا یادته
تاخیرات توی بهارا یادته
گوش ندادیم به نصحیت یادته
گشتنت دنبال فرصت یادته
دستاتو می خوام بگیرم یادته
راستی تو بی تو میمیرم یادته
دونه دادن به کبوتر یادته
خاطرات توی دفتر یادته
فال به نیت رسیدن یادته
طعم قهوه رو چشیدن یادته
واسه فال قهوه رو خودن یادته
روزی صد با بی تو مردن یادته
یادته دعای زیر طاقی ها یادته
کنار بوته های اقاقی ها
زیر اون درخت گیلاس یادته
با دو تا شاخه گل یاس یادته
یادت گفتن راز به قاصدک
یادته چقدر بهم گفتیم کمک
فکر بودن توی قایق یادته
تو به من گفتی شقایق یادته
پیش هم بودیم نذاشتن یادته
اونا ما رو دوست نداشتن یادته
نامه بدون امضا یادته
اسم مستعار رویا یادته
طرح اون انگشتر من یادته
پاسخ مختصر من یادته
فال حافظ شب یلدا یادته
اسمم و گذاشتی شیدا یادته
چیزی خواستیم از خدامون یادته
مستجاب نشد دعامون یادته
چشممون و زدن حسودا یادته
چشامون شد مثل رودا یادته
گفتی ما باید جداشیم یادته
گفتی باید بی وفا شیم یادته
یه دفعه ازم بریدی یادته
خط رو اسم من کشیدی یادته
گفتی عشق تو هوس یادته
گفتی خوب بود ولی بس یادته
حلقه من دست تو دیدم یادته
کلی سرزنش شنیدم یادته
چشم من به چشمت افتاد یادته
کاری که دست دلم داد یادته
حالا اومدم همونجا وایستادم که تقاظای تو رو جواب دادم
در آوردم از دستم انگشتر و
جا گذاشتمش همونجا دفتر و
اما قول دادم به قلبم و خدا
دیگه دل ندم به عشق آدما
حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بدم باشه زیادته
حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بده ولی زیادته


